|
دفتر سرخ دین دار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح، چه بسیارند اهل دین.
|
[ ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳٧ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:
با این عملیات جواب گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود صدام تحقیر شد . [ ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤٦ ب.ظ ] [ سید محسن ]
[ نظرات () ]
چشمه وقتی خشک شد ، دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعله ی دل کمتر از پرواز نیست هر که اینجا نیست خاکستر ، خجالت می کشد
بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد
لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم دستهای سائل از این در خجالت می کشد
طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد
تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست در مسیر عرش، بال و پر،خجالت می کشد
حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است با ورود فاطمه ، محشرخجالت می کشد
نامه اعمال نوکرها بدست فاطمه ست آنقدر می بخشد و.... نوکرخجالت می کشد
*** آنچه مادر می کشد،دردش به دختر می رسد گر بیفتد مادری ، دختر خجالت می کشد
دست این از دست آن و...دست آن از دست این.... آه....دارد همسر از همسر خجالت می کشد *** هر کجا حرف "در" و "دیوار" و...ازاین چیزهاست چشم خشک از چشمهای تر...... علی اکبر لطیفیان [ ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٦ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
"هوالحبیب"
خاک آرام ترک بر می داشت
رهگذر آهسته آبله بر پا بسته
راه بن بست به جان میپیمود
و در آن تنهایی چشم او بر گل سرخی افتاد
صورت گل، رنج مانده بر جان گل،
دل او را سخت شکست
اشک بر صورت گل بوسه زنان
چهره غم زده اش می پالود
رهگذر گفت چرا شبنم اشک سایه بر صورت زیبای تو انداخته است
گفت من همدم بلبل بوده ام، از غم اوست دلم سوخته است
بلبل از بوی گل و صورت گل بی دل و مست
گل در اندیشه او فارغ از هر چیز که هست
رهگذر بار دگر ساز بی جانش را کوک نمود
و هوا پر شد از آوای سکوت
رهگذر گریه کنان باز از آن کوچه گذشت
و آن زمان بغض جامانده آن کوچه شکست
سالها سازِ دلِ خسته گل
چون تبر بر دل آن کوچه و آن شهر نشست
رهگذر رنج آن کوچه و آن حادثه در یادش ماند و
چند قدم نگذشته از آن کوچه، نفسش از یادش رفت
تا عالم و آدم یادش باشد
بیت الاحزان فاطمه، قبله رنج آدمی است...
!!!. دوستی نوشته بود: بلندترین ارتفاع برای سقوط: افتادن از چشم مهدی فاطمه (عج) است... خدا نکند که بیفتیم... خدا نکند...
وارش
[ ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٥ ب.ظ ] [ سید محسن ]
[ نظرات () ]
سلام دوستان وبلاگی! من نویسنده جدید این وبلاگ هستم که از امروز همکاری خودم را با سرکار خانم لاله سرخ آغاز کرده ام. امیدوارم که دوستان و همراهان محترم این وبلاگ مرا نیز در جمع خودشان بپذیرند تا با استعانت از خداوند منان بتوانم پست های مورد پسندی در این وبلاگ بگذارم. ناگفته نماند که جنس مطالب من ممکن است تا حدی با مطالب ریحانه خانم (لاله سرخ) متفاوت باشد! التماس دعا.... و اما اولین پست من: نامه ای از....
ادامه مطلب [ ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٠ ق.ظ ] [ سید محسن ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |