|
دفتر سرخ دین دار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح، چه بسیارند اهل دین.
|
اتل متل یه مادر ابوالفضل سپهر برگرفته از: [ ٢۳ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۱٠:٤٠ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
[ ۱٦ تیر ۱۳۸٦ ] [ ٢:٠٥ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
اسم خدای رحمان می خوام بگم که خون داد اتل متل یه شاعر برگرفته از: http://yosefzahra.persianblog.ir [ ۱٤ تیر ۱۳۸٦ ] [ ٦:٢٩ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، "شیعه تمام عیارعلی شدن" شهید آوینیبرگرفته از : http://shalamche.blogsky.com/?PostID=78
[ ۱۳ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۱:٤۳ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
قربون لطف و صفاتون شهدا
دل ما تنگه براتون شهدا
قربون عهد وفاتون شهدا
سر و جون ما فداتون شهدا
چقدر شلمچتون صفا داره
بوی عطر خاک کربلا داره
هر دلی که عشق کربلا داره
آرزوی دیدن شما داره
ای شلمچه ای بهشت شهدا
ا ی زمین لاله گون و با صفا
خاک تو بوی خوش وفا می ده
بوی مظلومی لاله ها می ده ای بهشت لاله های فاطمه(س) سرنوشت لاله های فاطمه(س)
عشقتون سرشته بند با گل ما
نمی ره یاد شما از دل ما
عاشقان با وفا جاتون خالی
شهدا آی شهدا جاتون خالی
برگرفته از: http://shalamche.blogsky.com/?PostID=83
[ ۱۳ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۱٠:٢۱ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
بچه ها تحویل سال یادش بخیر شملچه سربند ویک سر نیزه تو جبهه سیب نداشتیم کمپوتشو گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ یه سفره رنگارگ همه تو فکری رفتیم همه یک صدا گفتیم تو سفره سر میزاریم پای رهبر میزاریم شاعر:گمنام برگرفته از وبلاگ: http://shohada.coo.ir/ [ ۱٢ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۸:٠٥ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
باید یه فکری به حال این در بکنی .خسته شدیم از اینهمه خم و راست شدن.
برگرفته از: http://forum.p30world.com/archive/index.php/t-27458-p-2.html:
[ ۱۱ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۱:۱٧ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
مراد عشق کشف راز می کرد که مجنون چون به لیلی ناز می کرد به خاک پای لیلا غبطه می خورد بدین سان تا افق پرواز می کرد به گردن طوف تیغ عشق می داد به مرگش زندگی آغاز می کرد دو لب می بست و از چشمان معشوق به چشمش بوسه ها احراز می کرد به بزم عشق کامش را چو می بست به عود عشق سوزش ساز می کرد درد دل را به روی غیر می بست در باغ شهادت باز می کرد
زنده یاد ابوالفضل سپهر
برگرفته از وبلاگ: http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=baranevazheha.persianblog.ir&postid=6380964 [ ۱٠ تیر ۱۳۸٦ ] [ ٢:۳۱ ب.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ..................... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید شاعر : گمنام برگرفته از وبلاگ: http://docheshm.blogfa.com/post-209.aspx
[ ٩ تیر ۱۳۸٦ ] [ ۸:٢٩ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
اتل متل یه بابا که اسم اون احمده هفتادو پنج درصده
اون که دلاوری هاش تو جبهه غوغا کرده کلکسیون درده هزار تا معبر زده افتاده حالش بده خون و جنگ و آتیشه ذره ذره آب میشه درددل بابا رو کشتند بچه هارو زخمی هارو بیاری تو آمبولانس بذاری همینطوری که میره ماشین الو میگیره بابام الو گرفت سوخت بد جوری می سوزوندش کاشکی که پر نبودش نون و پنیر و پسّه تانکها بشن قناصه تانکها قناصه بودن اون سرو میپروندن میدونی دوشکا چیه؟ آر.پی.جی زن بلند شد «وَمارًّمًَیتَ»رو خوند یه جفت پوتین ازش موند اون ور میدون مین له شده بود رو زمین با دوربین قرارگاه تو گودی قتلگاه سرش که از تن پرید بدون سر می دوید که اسمش الحدیده گم شده ناپدیده چشم تو چشم گلوله نترسیدی ، قبوله نلرزید اصلاً پاهاش زل زده بود تو چشاش از دو چشم مردونه بوسه ای عاشقونه چشمایی که تادیروز چندش میاره امروز چون عاشق خداشه مشتری چشاشه زیر سقف آسمون تو اون گلوله بارون برات خالی میبنده درد میکشه می خنده زخم اونو میندی با چشمای پر از اشک تو هم به اون میخندی دیگه داره میپره داره اونو میبره با سوزو آه و با شرم بهش میگی داداش جون فدات بشم دمت گرم اونم تو آغوشته سرش روی دوشته یه دفعه یک خمپاره هزارتا بذر ترکش توی تنش میکاره شره ی خون میگیره تو بغلت میمیره یواش یواش و کم کم راوی یک خبر شی یک خبر پر از غم؟ که صاحب پسر شد یتیم و بی پدر شد اول میگی نترسین پاهاش گلوله خورده زخمی شده نمرده قلبتو میسوزونه از تو چشات میخونه لحظه ی تحویل سال رفته بودیم عشق و حال همه چشمارو بستیم دور سفره نشتیم با همدیگه که خوندیم تو کام هم چپوندیم قربون هم می رفتیم جشن پتو گرفتیم من بودم و مرتضی امیرحسین و رضا فقط مرتضی مونده صورتشو سوزونده مگه قرار نذاشتیم نداشتیما ،نداشتیم که شیمیایی شده خیلی هوایی شده خیلی خیلی آرومه کار منم تمومه یا نرو پیشم بمون می زنه تو صورتش داد می زنم مامان جون! باباجونو میگیره بابام با این خاطرات روزی یه بار میمیره قلب اونو سوزونده پشت اونو شیکونده بنده های آب و نون بابام شده نردبون دزدی رو خوب میدونن عین زالو میمونن ترسوهای بی پدر هُشَّ بابا یواش تر چسبیدی عین کنه النگوهات نشکنه ما ها تنها میذاریم ما اهل کوفه نیستیم دخلتونو میاریم ابوالفضل سپهر برگرفته از وبلاگ: http://pedarkhande.multiply.com/music/item/38 [ ٥ تیر ۱۳۸٦ ] [ ٩:٠٤ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
----------------جمجک برگ خزون--------------
هی میگن خدا خدا ------------ جمجمک برگ خزون -------------- پسرش بابا می خواد پسرش بابا می خواد [ ٢ تیر ۱۳۸٦ ] [ ٩:٠٧ ق.ظ ] [ ریحانه (لاله سرخ) ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||